
یکی از موضوعات بحثبرانگیز در محافل تاریخی و مذهبی، تعیین تاریخ دقیق قتل خلیفه دوم، عمر بن خطاب، و روایات پیرامون روز نهم ربیعالاول است. در برخی منابع متأخر و فرهنگ عامه، این روز به عنوان تاریخ این واقعه و روز شادی و «رفع القلم» (برداشته شدن تکلیف و گناه) شناخته میشود. اما آیا این ادعا با مستندات تاریخی و موازین دینی سازگار است؟ این یادداشت بر اساس یک پژوهش علمی دقیق، به بررسی سندی و محتوایی این روایت میپردازد و دیدگاه بزرگان شیعه را در این باره بازخوانی میکند .
۱. اجماع تاریخی: قتل در ذیالحجه، نه ربیعالاول
بررسی منابع اصیل و دستاول تاریخی (هم شیعه و هم اهل سنت) نشان میدهد که یک اجماع قوی بر سر تاریخ دیگری وجود دارد. مورخین برجستهای همچون یعقوبی، مسعودی، و از بزرگان شیعه مانند شیخ مفید، سید بن طاووس و علامه حلی تصریح کردهاند که خلیفه دوم در روز ۲۶ یا ۲۷ ذیالحجه مجروح شده و در روزهای پایانی همان ماه از دنیا رفته است .
حتی ابن ادریس حلی (از فقهای بزرگ قرن ششم) با صراحت بیان میکند که پندارِ رخ دادن این واقعه در نهم ربیع، اشتباه است و اجماع مورخین و محققین (مانند شیخ مفید) بر ذیالحجه استوار است .
۲. ریشهیابی روایت نهم ربیع: ردپای غالیان
اگر تاریخ صحیح ذیالحجه است، روایت نهم ربیع از کجا آمده است؟ تحقیقات نشان میدهد که این روایت تا پیش از قرن هفتم در هیچیک از منابع معتبر امامیه وجود نداشته است . ردپای این داستان به کتابهایی بازمیگردد که نویسندگانشان یا مجهول هستند و یا متهم به «غلو» (زیادهروی و انحراف در عقیده). به عنوان نمونه، منشأ اصلی این روایت به کتبی همچون «مجموع الاعیاد» اثر طبرانی نصیری (از سران غالیان نصیری) بازمیگردد . به نظر میرسد این روایت به تدریج و احتمالاً در دوران صفویه، با انگیزههای سیاسی و برای تحریک احساسات علیه عثمانیها ترویج شده است .
۳. بررسی سندی: زنجیرهای از راویان مجهول
از منظر علم رجال و حدیث، سند روایت نهم ربیع (که معمولاً به احمد بن اسحاق قمی نسبت داده میشود) به شدت ضعیف است.
راویان ناشناخته: افرادی که در زنجیره سند نام برده شدهاند (مانند یحیی بن محمد بن جریح یا محمد بن علاء همدانی) در کتب رجالی شیعه «مجهول» هستند و هویت مشخصی ندارند .
انقطاع سند: در بسیاری از نقلها، فاصله زمانی چند صد ساله بین راویان وجود دارد که اتصال سند را قطع میکند .
بنابراین، این روایت از نظر استانداردهای حدیثی، فاقد اعتبار لازم برای استناد است .
۴. نقد محتوایی: تضاد با قرآن و عقل
جدای از بحث سند، متن روایت نیز دارای اشکالات اساسی است که پذیرش آن را غیرممکن میکند:
مخالفت با قرآن (رفع القلم): این روایت ادعا میکند که در این روز، خداوند گناهان بندگان را نمینویسد و قلم تکلیف برداشته میشود! این ادعا در تضاد صریح با آیات قرآن و سنت قطعی است که بر نظارت دائم خداوند و مسئولیت انسان در برابر اعمالش تأکید دارند . مراجع تقلید معاصر همچون آیتالله مکارم شیرازی تصریح کردهاند که هر حدیثی که اجازه ارتکاب گناه بدهد، مخالف قرآن و مردود است .
رکاکت و سستی متن: ادبیات به کار رفته در متن روایت، دارای ضعفهای ادبی و تعابیری است که با شأن و بلاغت اهلبیت (علیهمالسلام) سازگاری ندارد .
نتیجهگیری
بر اساس مستندات تاریخی و حدیثی، روایت نهم ربیعالاول به عنوان روز قتل خلیفه دوم و روز رفع قلم، روایتی مجعول و فاقد اعتبار است. تاریخ صحیح این واقعه طبق اجماع علمای متقدم شیعه (همچون شیخ مفید) ماه ذیالحجه است. ترویج چنین روایاتی که حاوی مضامین خلاف قرآن (مانند مجاز بودن گناه) است، نه تنها خدمتی به تشیع نیست، بلکه موجب وهن مذهب و دوری از آموزههای حقیقی اهلبیت (ع) میگردد .
منبع پژوهش: فلاحی قهرودی، علیرضا؛ ایازی، سید محمدعلی؛ مهریزی، مهدی؛ قاضیزاده، کاظم. (۱۴۰۱). روایت «روز» قتل خلیفه دوم در منابع شیعی: ارزیابی سندی و متنی. تاریخ و تمدن اسلامی.

2/7/2026 11:27:11 AM تاریخ ارسال:
28 

پربازدید ترین ها
انتخاب سردبیر
آخرین نظرات 








