
یکی از جریانهای نوپدید در عرصه تفسیرنگاری، «تفسیر تنزیلی» است؛ روشی که در آن مفسر تلاش میکند آیات قرآن را نه بر اساس ترتیب فعلی مصحف، بلکه بر اساس ترتیب زمانی نزول آنها تفسیر کند. عبدالرحمن حسن المیدانی، مفسر معاصر اهل سنت، با نگارش تفسیر ۱۵ جلدی «معارج التفکر و دقائق التدبر» سعی کرده است این ایده را عملی کند. اما سوال اینجاست: او چگونه از روایات (تفسیر بالمأثور) در این ساختار جدید بهره برده است؟ این یادداشت نگاهی دقیق به روششناسی المیدانی در استفاده از روایات نبوی، صحابه و اهلبیت (ع) دارد و میزان موفقیت او در تلفیق «روایت» و «تنزیل» را میسنجد.
۱. مبنای چینش سورهها: روایت یا اجتهاد؟
المیدانی در تفسیر تنزیلی خود، مبنای چینش سورهها را صرفاً «روایات» میداند و معتقد است اجتهاد شخصی در تعیین ترتیب نزول جایگاهی ندارد. او جدول ترتیب نزول خود را بر اساس روایات شیخ قاری مصری (محمدعلی خلف الحسینی) تنظیم کرده است. همچنین، برخلاف برخی مفسران تنزیلی که منکر وجود آیات مدنی در سورههای مکی هستند، المیدانی با تکیه بر «حکمت الهی» و «اقتضای تربیتی»، وجود آیات مستثنیات (آیاتی که زمان نزولشان با کلیت سوره متفاوت است) را میپذیرد.
۲. چالش در روایات اسباب نزول
یکی از بخشهای پررنگ در تفسیر المیدانی، روایات «اسباب نزول» است. با این حال، پژوهش نشان میدهد که او نتوانسته پیوند عمیقی بین این روایات و سبک «تنزیلی» برقرار کند. گاهی اوقات تعصبات مذهبی یا عدم دقت تاریخی، باعث شده او روایاتی را بپذیرد که با مسلمات تاریخی در تضاد است.
-
نمونه انتقادی: او ذیل آیه ۲۱۴ سوره شعراء روایتی از بخاری و مسلم نقل میکند که در آن ادعا شده برخی از بنیهاشم و حتی حضرت زهرا (س) در زمره کسانی خطاب شدهاند که باید از شرک پرهیز کنند! این در حالی است که ایمان و پیشگامی حضرت زهرا (س) در اسلام از مسلمات غیرقابلانکار تاریخ است.
۳. گونهشناسی روایات مورد استفاده
المیدانی در تفسیر خود از منابع روایی مختلفی بهره برده است، اما سهم هر گروه متفاوت است:
-
روایات نبوی: برای تبیین معنای واژگان، مباحث اعتقادی و تعیین مصادیق استفاده شده است. البته گاهی روایاتی عجیب (مانند نسبت دادن دروغ به حضرت ابراهیم (ع)!) را نیز نقل کرده است.
-
روایات صحابه: بیشترین تکیه او بر روایات ابنعباس است و در مباحث تاریخی و لغوی بسیار به او استناد میکند.
-
روایات اهلبیت (ع): نکته قابل تأمل، سهم بسیار ناچیز روایات اهلبیت (ع) در این تفسیر ۱۵ جلدی است. او تنها در پنج مورد به روایات اهلبیت (ع) (عمدتاً از امام علی (ع) و یک مورد امام سجاد (ع)) استناد کرده است.
۴. فقه الحدیث و بررسی سند
المیدانی صرفاً ناقل روایات نیست؛ او به «درایة الحدیث» و بررسی سندی اهمیت میدهد. مبنای او این است که اگر روایتی (به زعم او) صحیحالسند باشد، تبعیت از آن واجب است و موجب یقین میشود. او در مواردی به تحلیل محتوایی روایات (فقه الحدیث) میپردازد تا علت نامگذاری سورهها یا احکام فقهی (مانند گفتن آمین در نماز که مختص اهل سنت است) را اثبات کند.
نتیجهگیری
بررسی تفسیر «معارج التفکر» نشان میدهد که اگرچه المیدانی ادعای تفسیر بر پایه «تنزیل» (ترتیب نزول) را دارد، اما عمده نتایج تفسیری او حاصلِ خودِ تنزیل نیست؛ بلکه برآمده از مبانی کلامی، اعتقادی و ادبی شخصی اوست. او در استفاده از روایات، رویکردی گزینشی دارد و سهم اندک روایات اهلبیت (ع) و پذیرش برخی روایات ضعیف تاریخی (به دلیل اعتماد به صحاح سته)، از نقاط ضعف روششناسی او محسوب میشود.
منبع پژوهش: عطار آبکناری، مصطفی؛ ایازی، سید محمدعلی؛ قاضیزاده، کاظم. (۱۴۰۰). بررسی استفاده از رویکرد تفسیر بالمأثور در تفسیر المیدانی. فصلنامه مطالعات قرآنی.

2/7/2026 1:41:32 PM تاریخ ارسال:
22 

پربازدید ترین ها
انتخاب سردبیر
آخرین نظرات 










